الشيخ رسول جعفريان

206

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

اهميت داشت زيرا علاوه بر اين كه راحت‌تر كنترل شده و در اختيار آنها بودند ، مىتوانستند مدافع طبيعى آنها در برابر ساير قبايل و نيز ايرانيان باشند ؛ در برابر ، ايرانيان على رغم مجوسى بودن ، از مذهب نسطورى كه مخالف مسيحيت رسمى بيزانس بود حمايت مىكردند تا در اين ميانه نيروى مقاومتى در برابر روميان ايجاد كنند . « 1 » شوقى مىگويد : احتمال مىرود انتشار نصرانيت در يمن از ابتداى قرن چهارم ميلادى بوده باشد . از مهمترين علل انتشار آن ، انگيزه‌هاى دينى بوده كه قيصرها بدنبال آن بوده‌اند . اضافه بر اين ، شايد مىخواستند از اين طريق تسلطى بر اين مناطق پيدا كنند . « 2 » يعقوبى در مورد اعراب نصرانى مىگويد : از جمله بزرگانى كه از ميان عرب ، نصرانى شدند از قريش از بنى اسدبن عبد العزى : عثمان بن حويرث ، ورقة بن نوفل ، و از بنى تميم : فرزندان امرؤالقيس بن زيد ، و از ربيعه فرزندان تغلب ، و از يمن قبيله طى و مذحج و بهراء و سليح و تنوخ و غسّان ولخم بوده است . « 3 » ابن قتيبه ، ارباب بن رئاب ، ورقة بن نوفل ، زيد بن عمرو بن نفيل و ابوقبيس صرمة بن ابى انس را در شمار نصرانيان ياد مىكند . « 4 » او در جاى ديگر مىگويد : نصرانيت در قبيله ربيعه ، غسان و برخى از طوايف قضاعه بوده است . « 5 » آلوسى نيز مىنويسد : نصرانيت بيشتر در ربيعه و غسان و كسانى از قبيله قضاعه بوده است ، او مىافزايد : ظاهراً اينها تحت تأثير روم قرار گرفته بودند ، چرا كه عرب دايماً در روابط تجارى با روم بوده و به آن مناطق رفت و آمد داشته است ؛ بنى تغلب نيز از جمله نصارى عرب بوده‌اند . « 6 » قرآن روحيهء نصارا را در پذيرش حق ستوده و آنها را در مقابل يهود كه دشمنترين دشمنان مؤمنان بودند ، نزديكترين دوستان آنها معرفى مىكند ، « 7 » اما از طرف ديگر ، قرآن آنها را نيز همچون يهوديان از نظر دينى تخطئه مىكند و به سبب اعتقادى كه نسبت به حضرت مسيح عليه السلام و تثليث آنها را كافر مىشمارد . « 8 » برخورد صريح پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با مسيحيان ، تنها همان داستان مباهله است كه در كتب تاريخ اسلام دربارهء آن سخن گفته شده است . قرارهاى چندى نيز با قبايل مسيحى شمال امضا شده است . همچنانكه در ميان نامه‌ها ، چند نامه به قيصر روم و اسقف بزرگ وجود دارد .

--> ( 1 ) . المفصل ، ج 2 ، ص 629 ( 2 ) . العصرالجاهلى ، ص 99 ( 3 ) . يعقوبى ، ج 1 ، ص 257 ( 4 ) . المعارف ، صص 27 ، 28 ( 5 ) . المعارف ، ص 266 ( 6 ) . بلوغ الارب ، ج 2 ، ص 241 ( 7 ) . مائده ، 82 ( 8 ) . مائده ، 73 ، 72 ، 17 ؛ نساء ، 171 ؛ توبه ، 30